تبلیغات
انتشارات آبادیران - نقد و بررسی کتاب های فرانکلین
انتشارات آبادیران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

برگرفته از نقد و بررسی خانم زری نعیمی (دنیای فرانكلین )در كتاب ماه كودك و نوجوان سال چهارم شماره دوازدهم صفحه‌های 24 تا 33

مفاهیم در عمق ناپیدای داستان ،هم چون خون در رگ‌ها و شریان‌های آن جریان می‌یابد،بی‌‌آن كه خود را به سطح داستان برساند . نویسنده كاملاً خویشتن‌دار ودرون‌گرایانه حركت می‌كند او تا به آخر داستان هم خودش را لو نمی‌دهد.عنان احساسات و عواطف خود را از دست نمی‌دهد و آن را به بیان صریح و بی‌پرده نمی‌آلاید.

نویسنده مجموعه‌ی فرانكلین با مهارت تمام،از پس شخصیّتی كه در داستانش آفریده برمی‌آید. فرانكلین همراه با دردسرهایش،همگی از نمادهایی بیرونی برخوردار هستند.نویسنده با استفاده از این مشكلات ساده وروزمره،به عنوان نشانه‌ها ونمادها،به درونمایه‌ها و معانی ژرف و بدیهی راه می‌برد.مضامینی كه به هیچ‌وجه خود را به مخاطب نمی‌نمایانند و كاملاً از برابر چشمان او مخفی و پنهان باقی می‌مانند.

در ظاهر همه چیز ساده است. اتّفاق‌ها عجیت و غریب نیستند. هیچ چیز غیر عادی و نامتعارفی به چشم نمی‌آید. یك لاك‌پشت است كه به سادگی در كنار پدر،مادر و همبازی‌ها و همكلاسی‌هایش زندگی می‌كند. مشكلاتش هم همان مسائل روزمره و معمول و رایج است. زبان داستان هم‌چون برای كودكان نگاشته شده،ساده و به دور از هر نوع پیچیدگی كلامی و لفظی است كه همه‌ی اینها با تصاویر و نقّاشی‌های متنوع همراه شده است. نقّاشی‌ها نیز ساده و منعكس‌كننده‌ی همان كلام داستانی هستند. همه‌ی عناصرداستانی او نمادهایی بیرونی هستند.هر بار فرانكلین با مشكلی روبرو می‌شود و نویسنده‌ با كنار هم قرار دادن صحنه‌های داستانی،روند شكل‌گیری و رویارویی فرانكلین را با آن نشان می‌دهد. در نگاه اوّل شاید مخاطب فریب سادگی بی‌آلایش وشادگونه آن را بخورد و نتواند در دریافت مفاهیم پنهان داستان كه در لایه‌های زیرمتنی آن پنهان شده است،مشاركت جوید. او می‌تواند به همان پیام اوّلیه‌ای كه ازكلمات ساطع می‌شود بسنده كند و كتاب را ببندد و راحت ،مجموعه‌ی دیگری را بخواند.

قدرت نویسنده در این مجموعه‌ی فرانكلین وقتی آشكار می‌شود كه خواننده، فریب سادگی كتاب را نخورد.وقتی درست مثل فرانكلین ،روی داستان متوقف می‌شویم و همراه با او،به لحظه‌های دشوار قدم می‌گذاریم،با همان كندی حركت لاك‌پشت‌وار،به لایه‌های پنهان و دور از چشم متن دست پیدا می‌كنیم. شاید بشود گفت كه هنرمندانه‌ترین داستان‌ها كه ادبیّت در آن نقش اصلی را بازی می‌كند،آن متونی هستند كه مفاهیم در ساختار آن غایبند و خود را به عرصه شناخت مخاطب نمی‌كشانند.نویسنده در این كتاب كه برای كودك هم نگاشته شده و ظاهراً می‌باید مضمونی رو و بی ابهام داشته باشد،ابداً كوششی ندارد تا معانی و مفاهیم مورد نظر خود را به سطح پیدا و آشكار داستان انتقال دهد. بر‌عكس،اومی‌كوشد در تمام لحظه‌ها مفهوم را از خواننده‌اش پنهان نگاه دارد. او پیچیدگی مضامینی را كه به آن می‌اندیشد،در سادگی محض و كودكانه ذوب می‌كند و كشف لایه‌های درونی داستان را كاملاً به عهده خواننده خود می‌گذارد تا با او در رسیدن به مفهوم و تلاش برای كشف آن شریك گردد.

نویسنده توانسته مضامین و معانی انسانی و عرفانی را به ساده‌ترین نمادهای كودكانه تبدیل سازد و این كار در ادبیات داستانی، مهارتی ویژه و چند جانبه می‌طلبد. روایت او در داستان، كاملاً بیرونی است،امّا مفاهیمی كه به آن می‌اندیشد و دغدغه آن را دارد، مفاهیمی درونی، شخصیتی و معنوی هستند. او در داستان فرانكلین در تاریكی، از نماد بیرونی ترس، راه به ترس درونی می‌برد و از رابطه ساده وصمیمانه فرانكلین و پتویش، مفهوم انسانی دوست داشتن را معنی می‌كند و با مشكلات بیرونی فرانكلین، به بازكاوی شخصیت درونی و مراحل بازسازی آن راه می‌برد؛ بی‌آن كه در هیچ كدام از این داستان‌ها دست خودش را رو كند و به عبارتی،خودش را در یك جایی و گوشه‌ای لو بدهد. این شگرد ادبی- هنری، در ادبیات بزرگسال جا افتاده و برای خود به یك سبك تبدیل شده است، امّا در ادبیات كودك و نوجوان، وقتی پای مخاطب كودك به میدان كتاب باز می‌شود نویسنده به طور غیر ارادی، به مخاطب خود می‌اندیشد و به این كه یك‌جوری باید حرف‌هایش (پیام‌های اخلاقی و آموزشی‌اش) را به او برساند. برای همین، در ادبیات كودك و نوجوان،نویسنده قبل از اندیشیدن به ادبیات و بیان آزادانه حس هنری،به مخاطب خود می‌اندیشد.

نویسنده وقتی به متن و اثر می‌اندیشد كه در شكل‌گیری داستان،مخاطب را حذف كند و فارغ از همه‌ی دغدغه‌ها،دغدغه متن هنری را داشته باشد و مخاطب،احتمالاً مقصود بعدی او باشد.نویسنده این مجموعه،خوشبختانه دچار این دغدغه نبوده كه اگر مفهوم مورد نظر خود را در لایه‌های زیرین داستان پنهان سازد،خواننده كوچك ‌سال او هرگز آن را نمی‌فهمد و نمی‌تواند راهی به ژرفای آن باز كند. تا عجالتاً نتیجه بگیرد كه بنابراین،جایی باید پرده از درون‌مایه‌های داستانی و دغدغه‌های درونی خود بردارد و توضیح‌واضحات بدهد. او از آشكار شدگی و عریانی فاصله می‌گیرد و سادگی كودكانه وصمیمانه بافت ظاهری متن را با پیچیدگی و عمق درونی آن می‌آمیزد و در واقع، شكل سهل و ممتنع به اثر خود می‌بخشد.

در این جا مخاطب، دیگر موجود منفعل، پذیرشگر و غیر فعّال نیست. او پا به پای نویسنده، در روند شكل‌گیری اثر مداخله می‌كند و از طریق نمادها و نشانه‌ها،به دنیای ذهنی و سطرهای نانوشته‌ی اثر راه می‌یابد.

استفاده از نماد لاك‌پشت، به عنوان شخصیّت محوری این داستان‌ها، ناشی از همین حركت كند و تدریجی، برای كشف مفاهیم پنهان در لایه‌های متن است. خواننده نمی‌تواند به سرعت،درونمایه‌های متن را از آن استخراج كند. او باید همراه با متن و همراه با حركت كند لاك‌پشت، قدم به قدم و آرام آرام پیش رود و پوسته‌هارا یكی یكی بشكافد تا به مغز پنهان شده در زیر این پوسته‌ها برسد.همین دیر‌یابی مفهوم و معانی مورد نظر نویسنده،اشتیاق درونی و لذّت‌بخشی را در خواننده بر می‌انگیزد و او نیز هم‌چون فرانكلین، طعم لحظه‌هایی را می‌چشد كه تاكنون آن را تجربه نكرده است.

آن‌چه داستان‌های فرانكلین را زیبا و عمیق می‌سازد، همین است كه نویسنده، تمام معانی و مضامین درونی خود را آن چنان در بافت قصّه هضم و جذب كرده كه مخاطب در یك حضور فعّال و مكاشفه‌گر، می‌تواند از رازهای پنهان و ناگفته آن پرده بگشاید و در لذّت این رمز‌گشایی‌ها، با فرانكلین در مكاشفاتی بدیع و ژرف، مشاركت جوید، فرانكلین دیگر برای خواننده‌اش، یك موجود بیرونی و بیگانه و خارجی غیر خودی نیست؛ نشانه‌ای از رمزها و رازهای شخصیّت درونی خود اوست كه آن‌ها را نمی‌شناسد. مخاطب بی‌آن كه بخواهد و اراده كند، میان خود و فرانكلین،پیوندمعنوی ژرف ایجاد می‌كند و تبدیل می‌شود به دوستی یا كسی یا نشانه‌ای كه مسیر رفتن و یافتن را نشانش می‌دهد.

نقّاشی‌ها با كودك، كاملاً ارتباط می‌گیرند. گویی تصویر‌گر، توانسته ابعاد درونی و ناگفته داستان را به شكلی زنده و محسوس تبدیل سازد.فضای اتاق فرانكلین را طوری ساخته و پرداخته كه كودكانه‌گی آن كاملاّ منتقل می‌شود.

برخی نقّاشی‌ها، مخاطب را قبل از خواندن داستان، با دنیایی از حس و عاطفه وشیرینی و لطافت رو‌به‌رو می‌كند. این حس در جاهایی كه لاك‌پشت با مادرش هست،دو چندان می‌شود. در واقع،كودك، حس اصلی را از تصویر می‌گیرد. آن چه تصاویر را تا این حد تاثیر‌گذار كرده،بیش از آن كه حاصل رنگ‌آمیزی‌های زیبا وخیره‌كننده باشد،زاییده حسی زنده و روحی سیّال در تصاویر است.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 10 آذر 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی